وهومن

انجمن علمی دامپزشکی دانشگاه شیراز

ورود به حساب کاربری

حساب کاربری ندارید؟

رمزتان را فراموش کرده‌اید؟

IVF باروری به توان علم

IVF: باروری به توان علم

مقدمه
یک زن، به همراه تمام تخمک‌هایی که در طول زندگی‌اش خواهد داشت متولد می‌شود؛ یعنی بین چهارصد هزار تا دو میلیون تخمک. از این میان، تنها حدود چهارصد تخمک فرصت بلوغ را پیدا خواهند کرد و باقی سلول‌ها بدون آن که وارد سیکل جنسی شوند، از بین خواهند رفت. در طرف مقابل، تنها با یک درصد از اسپرم‌هایی که روزانه در بدن یک مرد تولید می‌شود، می‌توان تمام اسپرم‌های موجود در بدن آن فرد را در کم‌تر از چهار ماه به طور کامل حذف و جایگزین نمود.
امروزه، نزدیک به چهل روش جایگزین برای زادآوری به دنیا معرفی شده که این مشکل را تا حد زیادی مرتفع نموده‌است.
پیشرفت تکنیک‌های جدید تلقیح، آن‌قدر زیاد است که بسیاری از روش‌های جدید، بدون بررسی‌های دقیق و تضمین امن بودن آن‌ها، وارد فرایند‌های کلینیکی می‌شوند. درصد موفقیت این تکنیک‌ها بسیار بالاست؛ تا جایی که بعضی از محققین، معتقدند که برای اولین بار، علم موفق به پیشی‌گرفتن از طبیعت شده‌است.
استفاده از روش‌های جایگزین برای زادآوری، دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد. یکی از این دلایل، ناباروری یکی از زوجین است. دلیل دیگر، می‌تواند ابتلا به بیماری‌هایی باشد که ممکن است به جنین منتقل شوند؛ به عنوان مثال، اگر زوجی مبتلا به بیماری ویروسی ایدز باشند، امکان زادآوری به صورت طبیعی برای آن‌ها فراهم نیست. با استفاده از تلقیح مصنوعی، می‌توان ویروس را از سلول‌های جنسی جدا نمود و در نتیجه، امکانات تولد فرزندی سالم برای این دسته از خانواده‌ها فراهم می‌شود.

تاریخچه
با وجود این‌که اولین تلاش‌ها برای بارور کردن یک تخمک در سال 1878 ناکام ماند، اما حدود 60 سال بعد، دو مورد جداگانه از موفقیت در تلقیح تخمک در دانشگاه‌های هاروارد و کلمبیا گزارش شد. پس از این موفقیت بزرگ، بیشتر تمرکز محققین بر روی وارد کردن این تخمک‌های بارور به بدن جاندار مؤنث و تحریک زادآوری در آن قرار گرفت و سرانجام در سال 1959، فردی به نام چانگ از مؤسسه‌ی تحقیقات بیولوژیک وُرسستر، توانست یک خرگوش را با همین روش باردار کند. در ادامه و تا پایان دهه‌ی 60 میلادی، حیواناتی هم‌چون همستر و موش‌های آزمایشگاهی هم از این آزمایش‌ها موفق بیرون آمده‌بودند و تنها مشکل باقی‌مانده، جداکردن تخمک از انسان بود؛ چرا که بر خلاف تمام آزمایشات قبلی، در طی این فرایند نباید آسیبی به شخص یا تخمک وارد می‌شد.
پس از سال‌ها تلاش و تعداد بی‌شماری از تخمک‌های تلف شده، سرانجام دو پزشک بریتانیایی‌تبار، «رابرت ادواردز» و «پاتریک استپ‌تو»، مسائلی را مطرح کردند که علم تلقیح مصنوعی را تا ابد متحول کرد. این دو نفر، دریافتند که اگر فرد اهداکننده‌ی تخمک‌ها، در طول دوره‌ی اهدا از هورمون‌های مشخصی استفاده کند، شانس رهاسازی چندین سلول تخمک به صورت هم‌زمان، افزایش پیدا می‌کند. محققین، در ادامه موفق به ساخت دستگاهی به نام «لاپاروسکوپ» شدند که به جداسازی بی‌خطر تخمک‌ها از داخل تخمدان فرد اهدا کننده کمک می‌کند. ادواردز و استپ‌تو، به سبب فعالیت‌های گسترده‌ای که در راستای پیشرفت این علم انجام دادند، امروزه به عنوان پدران تلقیح مصنوعی شناخته می‌شوند.
در نهایت، اولین بارداری به روش تلقیح مصنوعی، در سال 1973 و در کشور استرالیا صورت پذیرفت. اگر چه این بارداری تنها 9 روز به طول انجامید؛ ولی زمانی نپایید که استپ‌تو، موفقیتش را در اولین زایمان موفق با این روش جشن گرفت؛ زایمانی که حاصل آن را امروزه با نام «لوئیس براون»، اولین انسان متولد شده با روش IVF می‌شناسیم. در سال‌های بعد، گسترش روش‌های مربوط به تلقیح مصنوعی و پیشرفت آن‌ها، ادواردز را نیز راهی مراسم نوبل کرد و جایزه‌ی نوبل 2010 به پاس خدمات این پزشک متعهد و بازگرداندن امید به زندگی میلیون‌ها زوج نابارور، به او تعلق گرفت.
پس از این تولد، IVF در درمان نیمه‌باروری زوجین، مشکلات مربوط به جایگزینی سلول تخم، عفونت‌های اندومتریوم و عدم فعالیت تخمدان‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌است.
امروزه تلقیح مصنوعی در سرتاسر دنیا مورد استفاده قرار گرفته و تا کنون بالغ بر 8 میلیون نفر، با همین تکنیک متولد شده‌اند.

پاسخ‌دهنده‌های ضعیف
پاسخ‌دهنده‌های ضعیف، گروهی از زنان هستند که توانایی آن‌ها برای رهاسازی تخمک در یک سیکل، کم‌تر از حالت معمول است. این مسأله می‌تواند دلایل مختلفی داشته‌باشد؛ هم‌چون سن مراجعه‌کننده و یا سایر مسائلی که به صورت عمومی باعث بروز نقص در روند باروری می‌شوند. از این موارد، می‌توان به مصرف دخانیات، رژیم غذایی ناسالم و نقص ژنتیکی اشاره نمود.
این دسته از زنان ممکن است هنگام استفاده از تلقیح مصنوعی نیز به روند درمانی به خوبی پاسخ ندهند؛ به همین دلیل، لازم است که تصمیمات ویژه‌ای جهت استخراج تخمک‌های از تخمدان این بانوان اتخاذ نمود.

تأثیرات تلقیح مصنوعی بر روی عواطف مادران
عموم بانوان به خوبی با روند درمانی تقلیح مصنوعی کنار آمده‌اند؛ اما با این حال، IVF می‌تواند روح و روان مادر را تحت تأثیر قرار دهد و این تأثیر، اغلب وابسته به نتیجه‌ی درمان است. روند IVF، به خودی خود یک عامل استرس‌زاست و عموماً سبب بروز اضطراب‌های نوسانی می‌گردد و نتیجه‌ی نامعلوم این فرایند نیز باعث ایجاد استرس‌های شدید در مادر می‌شود و یا افسردگی را تشدید می‌کند. محققین در سال‌های گذشته، مادران زیادی را مورد بررسی قرار داده‌اند تا از تأثیرات عاطفی IVF بر روی مادرانی که با این تکنیک دارای فرزند می‌شوند (و به طور کلی، خانواده‌ی این کودکان)، مطلع گردند.
پس از بیست‌وپنج سال و با بررسی بالینی بالغ بر هفتصد مادری که با این تکنیک تحت درمان قرار گرفته‌اند، می‌توان گفت که عموم بانوان با IVF کنار می‌آیند؛ حتی اگر موفق به بارداری نشده‌باشند. با این حال، افرادی نیز هستند که علائمی از افسردگی و یا سایر بیماری‌های روانی را، به ویژه پس از یک سیکل ناموفق، نشان داده‌اند. در نتیجه، علم روانشناسی باید این دسته از بانوان را مورد هدف قرار داده و از ایجاد آسیب‌های روحی جدی در آن‌ها جلوگیری کند. این علائم نامطلوب تقریباً در تمام مادران و بلافاصله پس از موفقیت در سیکل و باروری، از بین می‌رود؛ به این معنی که احتمالاً مسائل روانی بروز یافته، مربوط به ترس از عدم موفقیت در زادآوری می‌باشند. جالب‌تر این‌که، بسیاری از اشخاصی که به دلیل ناباروری در سال‌های گذشته، دچار افسردگی، استرس و اضطرابات مداوم شده‌بودند، بلافاصله پس از شروع درمان، تا حد زیادی به وضعیت پایدار روانی بازمی‌گردند. در بعضی از موارد، رسیدن به این پایداری حتی پیش از مراجعه برای درمان و تنها با مطالعه در مورد روش و نتایج آن به دست آمده‌است.
اگرچه تا کنون تحقیقات تا حد زیادی وضعیت عاطفی بانوان را در روند درمانی مشخص ساخته‌است؛ اما سیر تغییرات این عواطف و عوامل قطعی آن‌ها، حتی با وجود احتمالاتی که بیان شد، هنوز به طور کامل مشخص نیست. تا امروز، اکثر توجهات به وضعیت عاطفی افراد تا پیش از درمان بوده است؛ اما به نظر می‌رسد وقت آن شده باشد که وضعیت روانی بانوانی که پس از این درمان نیز موفق به زادآوری نشده‌اند، مورد بررسی و تفحص قرار گیرد.

واکنش‌های مذهبی نسبت به تلقیح مصنوعی
مذهب اهل سنت، معتقد است که جداسازی تخمک از تخمدان زن، تقلیح آن با اسپرم همسر وی و سپس بازگرداندن آن به داخل رحم همان زن، در صورتی که این کار به دلایل پزشکی و توسط یک پزشک ماهر انجام شود، مانعی ندارد؛ اما از آن‌جا که ازدواج همانند یک قرارداد برای زن و مرد است، هرگونه دخالت شخص ثالث در این زمینه، از جمله اهدای اسپرم و تخمک حرام و به مثابه زناء می‌باشد. اهل سنت، اجاره‌ی رحم را نیز حرام می‌پندارد و آن را جایز نمی‌داند. بزرگان و مراجع تقلید مذهب شیعه نیز در این رابطه، نظرات مختلفی دارند.
در مورد رحم اجاره‌ای، تمام علمای دین اسلام بر این نظرند که این عمل در صورتی که با فعل حرام، از جمله لمس و نظر همراه نباشد، فی نفسه ممانعتی ندارد؛ اما بهتر است که تنها در موارد ضرورت انجام شود. دین اسلام هم‌چنین مالکیت کامل فرزند متولد شده را به زوج صاحب اسپرم و تخمک می‌دهد و فردی که کودک را به دنیا آورده‌است، حق ادعایی نخواهد داشت.
رهبران کاتولیک، اساساً با هرگونه روشی که به افزایش احتمال باروری کمک می‌کند، مخالفند. آن‌ها معتقدند که بر اساس قانون طبیعت، زادآوری رابطه‌ی مستقیمی با برقراری رابطه‌ی جنسی در میان زوجین دارد و با دستکاری در این طبیعتِ از پیش‌تعیین‌شده، انسان به یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای ازدواج، خدشه وارد می‌کند. هم‌چنین، کاتولیک‌ها با تلقیح مصنوعی نیز به دلیل این‌که معمولاً با سقط رویان همراه است، به شدت مخالفند؛ چرا که بر اساس اعتقاد آن‌ها، رویان از روز اول تشکیل دارای روح است و باید با آن هم‌چون یک انسان کامل برخورد شود. کلیسای کاتولیک معتقد است که این مسأله بر ضد خانواده‌هایی که توانایی زادآوری را ندارند، نیست، و فرزندخواندگی را روشی مناسب برای پر کردن این خلأ در زندگی آن‌ها می‌دانند. با این حال، به تازگی با برخی روش‌های جزئی که احتمال باروری را در حین رابطه‌ی جنسی افزایش می‌دهند، موافقت به عمل آمده‌است.
در میان یهودیان نیز مذهب ارتودکس این عمل را به رسمیت نشناخته و آن را با قوانین خود مغایر می‌داند؛ اما یهودیت جدید، آن را عملی مقبول می‌پندارد.

سرنوشت کودکان متولد شده
تا کنون میلیون‌ها کودک با استفاده از تلقیح مصنوعی متولد شده‌اند؛ اما پژوهش‌هایی که بر روی سلامت آن‌ها پس از یک‌سالگی انجام می‌شود، بسیار اندک است. به عنوان مثال، گزارشات حاکی بر این است که نوزادان متولد شده ممکن‌است خود در آینده به مشکلات شدیدتری از نظر باروری دچار شوند. در ادامه، نگاهی بر داده‌های موجود از سلامت این کودکان در سنین بالاتر خواهیم داشت.
سلامت عمومی: کودکانی که با تلقیح مصنوعی متولد می‌شوند، نسبت به ابتلا به بیماری‌های هم‌چون دیابت و فشار خون مستعدترند. هم‌چنین، مواردی از چاقی مفرط، پوکی استخوان، و اختلال تحت‌بالینی در عملکرد غده‌ی تیروئید نیز در سنین بالاتر گزارش شده‌است.
سلامت روانی و رشد: بر اساس داده‌های موجود، به نظر می‌رسد که احتمال وقوع فلج مغزی، دیرکرد در رشد سیستم عصبی و مرگ در روزهای اول تولد، ممکن است در نوزادانی که با تلقیح مصنوعی به دنیا می‌آیند، بیشتر از نوزادان عادی باشد؛ چرا که تولد زودهنگام و یا لاغری مفرط نوزاد، در این کودکان شایع‌تر است. هم‌چنین، میزان شیوع اوتیسم و سندرم کم‌توجهی در این کودکان بیشتر است و در دیگر تحقیقات، به مواردی از تأخیر در شروع صحبت‌کردن و راه‌رفتن نیز اشاره‌ شده‌است. در سنین بالاتر، احتمال ابتلا به افسردگی در سن بلوغ گزارش شده و تمایل به مصرف نوشیدنی‌ الکلی در این افراد بیشتر بوده‌است. با این حال، به نظر می‌رسد که مشکلی در یادگیری، عملکرد در مدرسه و برخوردهای اجتماعی در این سنین وجود نداشته باشد.
مشکلاتی که عنوان شد، ممکن است مربوط به روش‌های درمانی تلقیح مصنوعی، عوامل محیطی در هنگام تلقیح، ژنتیک نوزاد متولد شده و یا شرایط محیطی او در هنگام رشد باشند و این‌که کدام یک از این موارد نقش پررنگ‌تری را در اختلالات یاد شده ایفا می‌کند، هنوز به طور کامل مشخص نیست. هم‌چنین، بسیاری از این علائم در یک سال اول زندگی بروز پیدا نمی‌کنند؛ به همین دلیل، ممکن است از چشم والدین و پزشک معالج، دور بمانند.
جالب است بدانید که احتمال بروز این علائم در کودکانی که با رحم اجاره‌ای متولد شده‌اند، بسیار کم‌تر از کودکانی است که توسط فرد اهدا‌کننده‌ی تخمک به دنیا می‌‌‌آیند.

محیط کشت
همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره شد، پیشرفت علم تلقیح مصنوعی در دهه‌های اخیر بسیار قابل توجه بوده‌است و محیط‌های کشت، نقش پررنگی را در این پیشرفت بازی می‌کنند. تا دهه‌ی 80 میلادی، اکثر مؤسسات محیط کشتشان را خودشان تهیه می‌کردند؛ ولی امروزه محیط‌های کشت تجاری متعددی در بازار به فروش می‌رسد که ترکیبات غذایی، ویتامین‌ها و فاکتور‌های رشد مشخصی را در خود جای داده‌اند.
بر خلاف تصور عموم، محیط‌های کشتی که برای تلقیح تخمک‌های انسان استفاده می‌شوند، کاملاً با شرایط ایده‌آل مطابق نیستند و احتمالاً هرگز هم مطابق نخواهند شد. محققی به نام برینتسر در راه تطابق دادن محیط‌های کشت تلقیحی بر اساس موش‌های آزمایشگاهی، ناچار به قربانی کردن چند ده هزار جنین موش شد تا به فرمول نهایی دست‌ پیدا کند؛ فرمولی که هنوز هم برای انسان استاندارد نیست و محدودیت‌های خاص خودش را دارد. برای رسیدن به فرمول مناسب برای گونه‌ی انسان، جنین‌های زیادی باید از میان بروند و به دلیل محدودیت‌هایی که از نظر اخلاقی و مذهبی برای آزمایش‌های انسانی وجود دارد، رسیدن به این فرمول احتمالاً غیرممکن خواهد بود.
تحقیقات ثابت کرده‌است که محیط‌های کشت‌ نه تنها بر روی احتمال موفقیت، که بر روی کیفیت جنین و رشد آن نیز مؤثرند. به جز محیط کشت، عوامل دیگری هم‌چون گازهای درون انکوباتور، دما، و روغن‌ها و افزودنی‌های موجود در محیط کشت نیز به همان اندازه حائز اهمیت می‌باشند. pH، غلظت اکسیژن و موارد این‌چنینی نیز ممکن است بر روی تلقیح اثرگذار باشند.
در حال حاضر، محیط‌های کشت تجاری موجود در بازار شامل ترکیباتی هم‌چون نمک‌های غیرارگانیک، سوبستراهای انرژی (مثل گلوکز، پیرووات و لاکتات)، آمینواسیدهای ضروری، آمینواسیدهای غیرضروری، چلاتورها، شناساگرهای pH، آنتی‌بیوتیک‌ها، سرم آلبومین، ویتامین‌ها و فاکتورهای رشد را در خود جای داده‌اند.
این‌که کدام یک از این محیط‌های کشت آماده، مناسب‌ترین محیط برای تلقیح تخمک و رشد تخم هستند، هنوز به درستی مشخص نیست؛ چرا که داده‌های در دسترس محققین بسیار پراکنده و نامعتبر هستند. با این حال، روند کلی نشان‌گر این است که عموم این محیط‌ها برای استفاده مناسب می‌باشند و تفاوت چندانی میان آن‌ها وجود ندارد.

پیش‌بینی نتیجه‌ی بارداری
پیش از بارداری و یا در هنگام آن، نشانه‌های مختلفی وجود دارند که می‌توان بر اساس آن‌ها، نتیجه‌ی نهایی بارداری را پیش‌بینی نمود. به عنوان مثال، سن زن در هنگام بارداری، یکی از این فاکتور‌هاست. هرچه‌قدر سن زن در زمانی که برای بارداری اقدام می‌کند، بیشتر باشد، احتمال یک بارداری موفق کاهش می‌یابد. هم‌چنین احتمال عدم موفقیت بارداری، ممکن است پس از زایمان اول افزایش پیدا کند.
فاکتور مهم دیگر، مدت زمانی‌ست که فرد با کاهش توانایی باروری دست و پنجه نرم کرده‌است. کاهش توانایی باروری، زمانی اتفاق می‌افتد که شخص قصد باردار شدن را داشته باشد؛ اما بدن وی توانایی آن را نداشته‌باشد. این افراد معمولاً سال‌ها برای زادآوری تلاش می‌کنند اما باردار نمی‌شوند. هرچه‌قدر زمان مراجعه به پزشک طولانی‌تر باشد، احتمال بارداری موفق در این افراد نیز کم‌تر خواهد شد.
میزان هورمون FSH، یک عامل مهم دیگر است. اگر غلظت این هورمون در مراحل مختلف سیکل جنسی زن، طبیعی نباشد، احتمال بارداری موفق به صفر نزدیک‌تر خواهد شد.
تعداد اووسیت‌ها و کیفیت بهتر سلول تخمِ ایجاد شده نیز می‌توانند نقشی مثبت در بارداری ایفا کنند؛ با این حال، رابطه‌ای میان علت ناباروری و روش بارور شدن با میزان موفقیت بارداری، وجود ندارد؛ به این معنا که احتمالاً در شرایط کاملاً یکسان، تقلیح مصنوعی نیز می‌تواند به اندازه‌ی یک رابطه‌ی جنسی صحیح در باردار شدن فرد مؤثر واقع شود. با این حال، به دلیل عدم امکان ایجاد شرایط یکسان، درستی این گزاره مورد بررسی کامل قرار نگرفته‌است.
از ترکیبات متعددی هم‌چون اینهیبین بی و کلومی‌فن نیز می‌توان در جهت پیش‌بینی نتیجه‌ی بارداری و باروری با IVF بهره برد؛ با این حال، هنوز درستی نتایج حاصل از این تست‌ها نیز نیازمند بررسی بیشتر است. با این حساب، گفته می‌شود که روش کاملاً دقیقی برای پیش‌بینی نتیجه‌ی بارداری وجود ندارد؛ اما می‌توان بر اساس داده‌ها، نظریاتی را در این‌باره ارائه نمود.

نقاط ضعف
اندکی پس از تولد لوئیس براون و با معرفی روشی جدید به نام «فوق‌تحریک کنترل‌شده‌ی تخمدانی»، امکان جدا کردن تعداد زیادی تخمک سالم از تخمدان فراهم شده و درصد موفقیت تکنیک‌های تلقیح مصنوعی، تا چندین برابر افزایش یافت؛ با این حال و پس از حدود چهل سال، هنوز هم مواردی از عدم واکنش نسبت به این تحریکات گزارش می‌شود. این بدان معناست که امکان جداسازی عمده‌ی تخمک از بعضی بانوان، وجود ندارد.
خود این تحریک‌ها، مشکلاتی را نیز به همراه دارند. مهم‌ترین عارضه‌ای که تا کنون در این رابطه گزارش شده، سندرم OHSS نام دارد که بین یک تا چهارده درصد از سیکل‌های IVF و ICSI را تحت تأثیر قرار داده و به جز ایجاد اختلال در خود چرخه، علائمی هم‌چون بزرگ‌شدگی تخم‌دان‌ها، آسیت، آب‌آوردگی قفسه‌ی سینه، اختلالات کبدی و کلیوی و نهایتاً مرگ را به همراه خواهد‌ داشت. این سندرم به دو صورت اولیه و ثانویه بروز پیدا می‌کند. فرم اولیه، به واسطه‌ی تجویز خارجی گنادوتروپین‌ها و در بازه‌ی زمانی سه الی نه روز پس از شروع تجویز آغاز می‌شود. فرم ثانویه، در بازه‌ی ده تا هفده روز پس از تجویز آغاز می‌شود و مربوط به ترشحات گنادوتروپینی توسط خود بدن است. به جز گنادوتروپین‌ها، هورمون‌های دیگری هم‌چون VEGF نیز در شروع این سندرم دخالت دارند.
با وجود تمام مزیت‌های IVF، درصد موفقیت باروری در هر سیکل مصنوعی، تنها 18.4% است. استفاده از روش‌های جدیدتری هم‌چون تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم، امکان موفقیت را به حدود 25% در هر سیکل می‌رساند؛ اما به هر حال، این روش‌ها دارای ضعف‌هایی نیز هستند و برای ایجاد یک سلول تخم سالم، نیاز به چندین تخمک خواهد بود.

تلقیح مصنوعی با چرخه‌ی طبیعی
از زمان معرفی IVF، روش‌های متعددی برای جایگزینی آن ابداع شده‌اند؛ اما موفق‌ترینِ این روش‌ها، بدون شک تقلیح مصنوعی با استفاده از چرخه‌ی طبیعی‌ است. تلقیح مصنوعی با چرخه‌ی طبیعی، کاملاً مشابه با روش سنتی IVF است؛ با این تفاوت که تجویز داروهای شیمیایی برای تحریک تخمدان، در آن وجود ندارد. البته از لفظ چرخه‌ی طبیعی در مواردی که تجویز دارو همراه با آنتاگونیست‌های GnRH باشد نیز استفاده می‌شود؛ اما معنای صحیح علمی آن، همان عدم تجویز داروهاست.
این تکنیک، چندین برتری نسبت به روش عادی دارد؛ به عنوان مثال، احتمال چندقلوزایی در آن بسیار پایین‌تر بوده و احتمال بروز سندرم OHSS در این روش، نزدیک به صفر است. تکنیک چرخه‌ی ‌طبیعی، به زمان کم‌تری برای نتیجه‌گیری نیاز دارد و فشار روحی و جسمی کم‌تری را به اهداکننده‌ی تخمک وارد می‌کند. از همه مهم‌تر، این روش بسیار ارزان‌تر از تلقیحی‌است که با استفاده از تحریک تخمدان صورت می‌پذیرد؛ اما بزرگ‌ترین مشکلی که می‌تواند استفاده از چرخه‌ی ‌طبیعی را با مشکل مواجه کند، احتمال موفقیت آن است. احتمال موفقیت در این روش، بسیار پایین‌تر از IVF تحریکی است و ممکن است نیاز به چندین بار تکرار داشته‌باشد.

مطالعات جدید
نقش لپتین در پیش‌بینی نتیجه‌ی تقلیح مصنوعی: لپتین، هورمونی‌است که توسط بافت چربی بدن تولید شده و در جریان خون آزاد می‌گردد. این ترکیب، در تنظیم هومئوستاز بدن و غذای دریافتی نقش دارد و بر روی بسیاری از مسیرهای مربوط به سیکل جنسی زنانه، تأثیر می‌گذارد. بررسی‌ها بر روی انسان و حیوانات، نشان داده‌است که لپتین با ارسال اطلاعات مربوط به وضعیت تغذیه به سیستم عصبی مرکزی و هومئوستاز را تنظیم می‌‌کند. هم‌چنین، این هورمون می‌تواند به دو صورت سیکل جنسی را تنظیم کند؛ با اثر مستقیم بر تخمدان‌ها و با اثر غیرمستقیم بر روی مسیر هیپوتالاموسی-هیپوفیزی-تخمدانی سیستم عصبی مرکزی.
لپتین به عنوان یک بیومارکر در چرخه‌ی IVF مورد استفاده قرار می‌گیرد. تحقیقات جدید نشان داده‌است که اندازه‌گیری میزان لپتین، می‌تواند در پیش‌بینی نتیجه‌ی سیکل مؤثر باشد؛ چرا که غلظت بالای این هورمون در خون و یا مایع فولیکولی، اثری منفی بر روی نتیجه‌ی سیکل دارد و احتمال موفقیت آن را کاهش می‌دهد.
IVF در زوج‌های مبتلا به ایدز: یک‌سوم از افرادی که مبتلا به ایدز هستند، در سنی قرار دارند که می‌توانند زادآوری کنند و بسیاری از آن‌ها، علاقه‌مند به بچه‌دار شدن هستند. امروزه تکنیک‌هایی برای رفع مشکل این دسته از افراد ابداع شده که به آن‌ها اجازه‌ی زایمان فرزندی بدون خطر ابتلا به ایدز را می‌دهد.
در زوج‌هایی که تنها مرد به بیماری ایدز مبتلا است، پس از شست‌وشوی اسپرم، از IVF یا IUI برای بارور کردن تخمک بهره برده می‌شود. تحقیقات ثابت کرده که شست‌وشوی اسپرم‌ها، احتمالاً از انتقال بیماری به مادر و فرزند جلوگیری می‌کند؛ اما داده‌های در دسترس، برای نتیجه‌گیری قطعی در این مورد کافی نیست. به تازگی استفاده از روش PrEP نیز در کلینیک‌ها رواج یافته‌است و گمان می‌شود که به دلیل امن‌تر بودن، به مرور جایگزین شست‌وشوی اسپرم خواهد شد. روش PrEp، سیستمی است که در آن مرد مبتلا به بیماری ایدز، داروهایی با دوز مشخص را به صورت روزانه مصرف می‌کند تا احتمال گسترش بیماری و یا انتقال آن به افراد دیگر را کاهش دهد. PrEP در کنترل ایدز نیز برای هر دو جنس کاربرد دارد.
در زنان مبتلا به ایدز، در حوالی زمان تخمک‌گذاری، از روش خود باروری استفاده می‌شود. خود باروری، فرایندی‌است که وارد کردن یک سرنگ پر از اسپرم به درون واژن و تخلیه‌ی آن به درون محوطه‌ی رحمی را شامل می‌شود. این روش به ظاهر ساده، در اغلب موارد از ابتلای نوزاد به ایدز، جلوگیری می‌نماید.
استفاده از روش‌های مشابه برای بیماری‌هایی هم‌چون هپاتیت بی، هپاتیت سی و کلامیدیوز نیز کاملاً موفقیت آمیز بوده است.
استفاده از آسپیرین در جهت افزایش احتمال بارداری موفق: با وجود پیشرفت‌های متمادی در فرایند تقلیح مصنوعی، هم‌چنان احتمال بارداری موفق در افرادی که از این سیستم استفاده می‌کنند، چندان بالا نیست. به همین دلیل، استفاده از روش‌های جانبی برای افزایش این احتمال، ضروری به نظر می‌رسد. یکی از روش‌هایی که به تازگی به دنیا معرفی شده و در بسیاری از کلینیک‌ها به کار گرفته می‌شود، استفاده از آسپیرین با دوز‌های پایین در محل اتصال اووسیست به داخل رحم است که سبب تنظیم فشار خون در این ناحیه می‌گردد. با این حال، به‌نظر می‌رسد که استفاده از آسپیرین تأثیر چندانی را در احتمال بارداری موفق نداشته باشد.
اهمیت کابرگولین در جلوگیری از OHSS: کابرگولین، یک آگونیست دوپامین است که امروزه به عنوان یک داروی جانبی در هنگام فرایند IVF به فرد تجویز می‌شود. مطالعات نشان داده است که کابرگولین می‌تواند احتمال بروز سندرم OHSS را تا 12 درصد کاهش دهد؛ اما در صورت بروز، تأثیری بر روی شدت آن نخواهد داشت. هم‌چنین، به نظر می‌رسد که این ترکیب، نقشی در احتمال موفقیت بارداری نداشته باشد؛ بنابراین، استفاده از آن خطری به همراه نخواهد‌ داشت.
تجویز FSH خارجی برای استخراج تخمک‌ها: رژیم‌هایی که پیش از IVF استفاده می‌شوند، بی‌خطر نیستند و زیان‌هایی را به همراه دارند. استفاده از رژیم‌های جایگزین که هماهنگی بیشتری با فیزیولوژی طبیعی بدن داشته‌باشند، می‌تواند گام بزرگی به سوی پیشرفت این روش باشد. آزمایشگاه‌ها هم‌اکنون در حال بررسی اثرات تجویز FSH در روزهای آخر دوره‌ی فولیکولی چرخه‌ی جنسی هستند. این تجویز خارجی با بالا نگه‌داشتن غلظت هورمون در خون، از تحلیل رفتن فولیکول‌های نابالغی که تخمک خود را آزاد نکرده‌اند، جلوگیری می‌کند. استفاده از GnRH به همراه FSH، باعث جلوگیری از افزایش LH شده و اثرگذاری این تجویز را افزایش می‌دهد. روند بررسی خطرات و نقاط ضعف این روش، هنوز تکمیل نشده‌است؛ از این رو، استفاده از این رژیم در حال حاضر توصیه نمی‌شود.

آرتین شیبانی

دانشجوی ورودی 95 دانشگاه شیراز

تاریخ انتشار

12 آذر 1399

پست‌های مشابه

هوش در دنیای حیوانات، بخش نخست: کلاغ

هوش در دنیای حیوانات، بخش نخست: کلاغ

معصومه عزیزپور
نشست صمیمانه‌ی دانشجویان و هیئت رئیسه‌ی دانشکده برگزار شد

نشست صمیمانه‌ی دانشجویان و هیئت رئیسه‌ی دانشکده برگزار شد

آرتین شیبانی
گزارش عملکرد انجمن در سومین جشنواره‌ی نشریات دانشجویی دانشگاه شیراز

گزارش عملکرد انجمن در سومین جشنواره‌ی نشریات دانشجویی دانشگاه شیراز

آرتین شیبانی
گزارش عملکرد انجمن در یازدهمین جشنواره‌ی دانشگاهی حرکت دانشگاه شیراز

گزارش عملکرد انجمن در یازدهمین جشنواره‌ی دانشگاهی حرکت دانشگاه شیراز

آرتین شیبانی
فک خزری

پستاندار غریبه‌ی ایرانی: آشنایی با فک خزری

فاطمه شیرازی‌تبار

© 1399 | انجمن علمی دامپزشکی دانشگاه شیراز

انجمن علمی دامپزشکی دانشگاه شیراز

معرفی کوتاه

وبسایت وهومن، در آذرماه 1399 تأسیس گردید تا جایگزینی جامع‌تر و پیشرفته‌تر برای وبسایت سابق این مجموعه (وبسایت انجمن علمی علوم‌پایه) باشد.